نامه سلام
سلامي از جنس گلبرگهاي ياسهاي وحشي،وبعد احوال پرسي با تو با دل هميشه عاشقت و با نگاه پر از اسرارت با دستان گرم از محبتت و ديدگاني كه هميشه قطره اشكي در خود به يادگار دارد.چون مرواريدي در صدف. برايت چند تكه آرزو از باغ دلم چيدم ببخش اگر به قشنگي آرزوهاي تو نيست. ديشب به يادت بودم ،پشت آن پنجره و در ان سوي پنجره ظلمت بود و سرما. به يادت نامت را بر روي شيشه با نوك انگشتانم نوشتم و شيشه چون چشانم گريست من از فراقت و شيشه …